
روز شنبه مورخ 20/4/1383 براي مردم دايکندي يک روز تاريخي و فراموش ناشدني بود. در اين روز ولايت جديد التاسيس دايکندي به عنوان سي و چهارمين ولايت افغانستان رسماً توسط رئيس دولت انتقالي اسلامي افغانستان افتتاح شد. حوالي ساعت 12 ظهر در حالي که آفتاب تابستاني حرارت زجر دهنده اش را بر سر و صورت جمعيت منتظر مي نواخت، هليکوپتران حامل هيأت بلند پايه دولتي در ميان انبوه جمعيت سينه بر زمين کشيده، هيأت رهبري دولت، به خصوص حامد کرزي رئيس دولت انتقالي اسلامي افغانستان در حلقه هاي فشرده اقشار مختلف مردم مورد استقبال
پرشور قرار گرفت. همزمان دو فروند جيت جنگي فضاي نيلي را از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب در مي نورديد و بر فراز آن جمعيت بزرگ به رسم شادي نور مي پراکند. غرش اين جيت هاي سبک بال با شور و هلهله مردم در هم مي آميخت و صحنه عجيب و ديدني را ترسيم مي نمود.
رئيس دولت انتقالي اسلامي افغانستان را در اين سفر جناب استاد خليلي معاون رياست دولت، علي احمد جلالي وزير امور داخله، مصطفي کاظمي وزير تجارت، عبدالله علي وزير فوايد عامه، زلمي رسول مشاور امنيتي رياست دولت، قربان علي عرفاني وزير مشاور، سيد حسين انوري وزير ...
ادامه
اخبار
زندگي نامه مختصر استاد سرور دانش والي دايکندياستاد سرور دانش فرزند محمد علي در سال 1340 خورشيدي در يک خانوادهء متدين و مذهبي در منطقهء اشترلي از توابع ولايت دايکندي چشم به جهان گشود. وي تحصيلات ابتدايي خود را در مکتب هاي منطقه خود به پايان رسانده است و جهت ادامه تحصيل به خارج از کشور مي رود و تا سال 1365 در زمينهء فلسفه، کلام و فقه، تحصيلات عالي
مقالات
سابقه تاريخي انتخابات در افغانستانتاريخ گذشتگان راهنماي آيندگان است. از اينرو تاريخ را سرمايه معنوي و جامعه بي تاريخ را جامعه فاقد سرمايه و بي ريشه خوانده اند. در حالي که به سوي برگزاري انتخابات جديد پيش مي رويم، مناسب خواهد بود که به گذشته ها نيز نظر کوتاهي بياندازيم، تا در روشنايي آن، پيچ و خم هاي راه آينده را با موفقيت عبور نماييم.
تشکيل
فاجعه خشکابيعمده ترين در آمد اقتصادي مردم افغانستان را زراعت و دامداري تشکيل داده
جنگ ترياک در شمالهفته گذشته درمزارشريف هفته ناآرامي بود. نيروهاي امنيتي وابسته به عطامحمد
آرشيو
ادبيات
مباني شعر سپيدچنانچه در مقاله هاي پيش خوانديد، در شعر سپيد وزن عروضي وجود ندارد. آوردن
ديگر مطالب
من خانه مي خواهمبا لبان خشکيده و پوستک زده؛ در کوچه هاي پرخاک و غبار، سر گردان است، وقتي